امین(ق).امین (ع). امیر.حسین.امیر.پیمان.محمود.مصیب.مچتبی.علی.محمد.شیفته.محبوبه.زکیه.سهیلا.فریماه.گریوش و... هرجا که باشم از ته قلب دوستون دارم ودلم واسه همتون تنگ میشه....
اگه دستم به جدایی برسه٬اونو از خاطره ها خط میزنم
از دل تنگ تموم آدما٬از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون٬باستاره ها قیامت میکنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه٬ماه رو بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی من و دل تنها میشیم٬حرفای نگفتنی را میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا٬خیلی از ندیدنیها رو شنید
قصه جدایی ما آدما٬قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق٬قصه سادگی گمشدمون
اگه دستم به جدایی برسه......

و شعر زیر را تقدیم میکنم به کسی که تاآخر عمرم تو روح وقلبم هست و هیچوقت حس دوست داشتنه یک طرفه که از همون اول رابطه فقط با من بود از من دور نمیشه با اینکه از همون اول آشنایی فراموش شده بودم هستم و خواهم بود ...

سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي قصه عاشقانه
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه
خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي خسته
تو را مي سپارم به ميناي مهتاب
تو را مي سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را مي سپارم به روياي فردا
به شب مي سپارم تو را تا نسوزد
به دل مي سپارم تو را تا نميرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد
خداحافظ اي برگ و بار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه
خداحافظ......
نوشته شده توسط پوریا در 88/05/01 ساعت موضوع | لینک ثابت

ای ایران ای مرز پر گهر.
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان.
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم .
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است.
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم.
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست.
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من.
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم.
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم.
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما
نوشته شده توسط پوریا در 88/03/23 ساعت موضوع | لینک ثابت
روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند: " فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟" استاد اندكي تامل كرد و گفت:
"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!" آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. " دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت." آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت: " وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد. بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به مل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد.
باز هم مي گويم فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن يستاده است!
نوشته شده توسط پوریا در 88/03/16 ساعت موضوع | لینک ثابت

At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند
At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند
The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشد
A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند
Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر میکند
You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستی
Someone that you don't know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی
When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود
When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای
Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند احساس بهتری خواهی داشت
If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوقالعاده هستن
نوشته شده توسط پوریا در 88/02/31 ساعت موضوع | لینک ثابت

نمي خوام اشك چشماتو ببينم
چرا باور نداري نازنينم
من از دنيا بريدم نااميدم
دلم تنگه چشام خستس عزيزم
اميدم مرگه اما نوبتم نيست
مي دونم لايقت خاك تنم نيست
حقيرم پيش چشمات نازنينم
نمي خوام اشك چشماتو ببينم
مي دوني مثل اسمت بي قراري
مث كوچ پرستو تا بهاري
مي دوني نيروي چشات نجيبه
الهي گفتنت خيلي غريبه
اگه مي گم بري ترسم چشاته
نگاه گرم و پاك و بي گناته
نمي خوام مثل من آلوده باشي
واسه مردن فقط آماده باشي
نمي خوام اشك چشماتو ببينم
چرا باور نداري نازنينم
من از دنيا بريدم نااميدم
دلم تنگه چشام خستس عزيزم
نوشته شده توسط پوریا در 88/02/20 ساعت موضوع | لینک ثابت
|
|
|
داستان در مورد دختر كوچكی است كه در یك كلبه محقر دور از شهر در یك خانواده فقیر به دنیا آمده بود. زایمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده بود و او نوزاد زودرس، ضعیف و شكننده ای بود. همه شك داشتند كه زنده بماند. وقتی 4 ساله شد، بیماری ذات الریه و مخملك را با هم گرفت. تركیب خطرناكی كه پای چپ او را از كار انداخت و فلج كرد. اما او خوش شانس بود. |
نوشته شده توسط پوریا در 88/02/10 ساعت موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط پوریا در 88/02/07 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
آخرین مطلب رو تقدیم میکنم به دوستان عزیزم...
به اندازه فاصله زانو تا زمين! ...
بدون شرح...
این شعر را تقدیم میکنم به آدمترین,آدم زندگیم که باهاش بودم .امیدوارم منو به خاطر بدیهام ببخشه...
ویلما...
قهرمانی استقلال بر تمام استقلالیهای عزیز مبارک...
شطرنج...
خدا را یافتی؟ مسافر!...
"داستان عاشقانه نوروز"
درباره وبلاگ

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بيوفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است.
این وبلاگ راتقدیم میکنم به تمام دوستان وعشقها و تمام آدمهای یکرنگ و صادق دنیا
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386